سال نو مبارک
سلام به همه دوستان گل گلاب خودم کاش میشد که سرنوشت را از سر نوشت
داریم کم کم به ساعتهای اخر سال نزدیک میشیم واقعا بیایم یک برسی به سالی که گذشت کنیم ببینیم که تو این یک سالی که بر ما گذشته توانسته درسهای خوبی به ما بده .......یک سال از عمرمون کم شد و هنوز امام زمان ظهور نفرمودند بیاید با هم دعا کنیم که توی این سال جدید توی یکی از جمعه هاش اقامون ظهور کنند خدایا به این روز های عزیز قسم قبل از هر جنگ وخون ریز مولامون رو برسان
..................................................امین یا رب العالمین ................................................................
ای وجودی که وجودم زه وجودت بوجود امده است
من به قربان وجودی که به وجودم زه وجودش به وجود امده است
بی تو یعنی مرداب زندگی
بی تو یعنی غم تنهایی من
و زندگی مستطیلی است که طولش غم است و عرضش شادی
پس شاد باشید و سال خیلی خیلی خیلی خوبی رو برای همتون ارزو دارم عید تون مبارک و
تا بعد بای بای
ابجی کوچیکه مریم
راستی دلم میخواهد یک خورده رنگ و اب وبلاگم رو عوض کنم ولی متاسفانه بلد نیستم کاش کمکم میکردید تا وبلاگم رو خوشکلش کنم کی کمکم میکنه
بی معرفتی
سلام به انهایی که اصلا به وبلاگم سر نمیزنند و حتی یک نگاه کوچک هم به نوشته هام نمی ندازند دلم برای خودم میسوزه که اصلا طرفدار ندارم شاید هم تقصیر نوشته هام باشه حتما حوصله تون رو سر میبره و یا شاید به خاطر این که نمیام بهتون سر بزنم نمیاید پیشم.... داداش جونم بلاخره اجازه داد که گاهی وقتها بیام و بهمتون سری بزنم خیلی داداشم رو دوست دارم شاید فکر کنید که چون کامپیوترش رو در اختیارم گذاشته دارم این حرف رو میزنم ولی نه اکثر خواهرو برادر ها اختلاف نظر زیادی با هم دارند من و داداشم هم این اختلاف ها رو داریم ولی اکثر وقتها با گذشت حلش میکنیم نمیدونم که احساسی که به داداشم دارم رو چه جوری بنویسم ولی با تمام وجودم دوستش دارم ولی نمیدونم که چرا گه گاهی مخواهد من رو اذیت بده چند روز دیگه تولد شه ولی به خاطر این که در ماه محرم هستیم نمیتونیم براش جشن بگیریم.... حالا از این حرفها بگذریم دیشب داشتم روز نامه جام جم صفحه پسرونش رو میخوندم یکی از همین پسرها نوشته بود که اکثر دختر ها دوست دارند که پسر باشند و یا مثل پسرها ازاد باشند بعد نوشته بود که ما پسر ها حاضریم که تو کوچه بی کار راه رفتن و دویدن و بلند خندیدن و تا نیم شب تو خیابون بودند رو تقدیم کنیم به همه دختر ها.... ولی به نظر من همه این کارها ارزونی خودتون این ازادی هارو دختر فراری ها میخواند وگر نه هیچ کدوم از دختر های با فرهنگ و خانواده دار چنین خاسته ای نداره البته این جور خاسته ها تو دختر ها توی دوره سنی کوتاه مثل دوران راهنمایی ولی وقتی بزرگتر میشند میفهمند که ما دختر ها از یک ظرافت خاستی برخورد داریم که این جور کار ها بهمون نمیاد شاید هم اکثر پسر ها حسرت ما دختر ها رو بخورند البته به پسر ها بر نخوره گفتم شاید من که از دل هیچ کدومتون خبر ندارم پس از دستم ناراحت نشید
روز های خوبی داشته باشید
تا بعد بای
ابجی کوچکه مریم
يا ثارالله وابن ثاره
السلام علیک یا ابا عبدالله.. السلام علیک یا ابوفضل .. السلام علیک یا بی بی زینب .. السلام علیک یا علی اکبر .. السلام علیک یا علی اصغر ..السلام علیک یا قاسم ..
السلام علیک یا رقیه ..
و سلام به همه دوست داران و عاشقان اهل بیت سلام به دوستان عزیز خودم
بچه ها من این چند روزه اصلا وقت نکردم که بیام ویک سری چرت وپرت بنویسم این چند روزه همش از این حسینیه به اون حسینیه و از این هیات به اون هیات میرفتیم واقعا این عربها عجب ادمهای بی رحمی هستند البته تو این دوره زمونه ادم بی رحم زیاد پیدا میشه ولی نه تا این حد که اب رو حتی روی بچه ها ببندند روی بچه های بی گناهی مثل علی اصغر مامانم میگه که وقتی که تیر رو بر گلوی علی اصغر زدند امام نمیگذاشتند که حتی یک قطره از خون علی اصغر روی زمین بریزد و خون ها رو به اسمان پرتاب میکردند و خونها ناپدید میشد وقتی که دلیلش رو پرسیدم گفت که اگریک فقط یک قطره از خونش به زمین میریخت خدا بر همه اهل زمین عزاب میفرستاد و امام باز هم رازی به عزاب همه اهل زمین نمیشدند و از ریختن خون بر زمین جلو گیری میکردند الان هم خدا داره یک جورایی انتقام اون روز ها رو از مردم عراق میگیره حالا من نفهمیدم که این امریکا کی میخوا د به عراق حمله کنه خدا به همشون رحم کنه خدا به ما هم رحم کنه که اگر به عرق حمله کنه به ایران نزدیک میشه و شاید هم بعد ها هوس کنه که به ایران هم سری بزنه خدا انشا الله امام زمونه مون رو برسونه تا جنگ و خون ریزی نشده و بیاد حق اون ادمهایی که حقشون مرگه رو کف دستشون بگذاره و عشق و دوستی رو توی دنیا برقرار کنه انشا الله...........
گل نازم لا لایی پسرم
با نگاهت مزن اتش بر جگرم
گریه بس کن دیگه طاقت ندارم
نمیتونم برایت اب بیارم......ای علی اصغرم
راستی کاش یک نفر پیدا میشد که کمکم کنه که یک دستی رو وبلاگم بکشم و یک خورده خوشکلش کنم
مرسی تا بعد بای بای
السلام عليک يا امام شهيد
سلام به باران و بارانی ها
بچه ها روز جمعه عجب بارون قشنگی اومد حیف بود که ادم توی بارون به این قشنگی حوصله نکنه بره تو خیابون قدم بزنه من همون روز از خونه عموم تا خونمون پیاده رفتم هم خیس شدیم وهم پاهام تاول کرد فقط به خاطر این که میخاستم توی بارون قدم بزنم
احساس میکنم که نوشته هام زیادی تکراری شده می خوام از امروز جور دیگه ای بنویسم اول یک جوک بگم
یک شب از یک کلاغ میپرسند :دودوتا چند تا میشه
میگه غار تا
خیلی بی مزه بود نه غلام حالا اگه بی مزه بود با شکر خودتون شیرینش کنید و بعد بخندید خووووووووووووووووب
راستی میدونستید که همه حیوانات جنگل عاشق عسل هستند و فقط از زنبور میترسند برای مثال همین فیل با اون قد وهیکلش میترسه بره سراغ کندوی عسل حالا میگید که مگه میشه فیل با اون پوست کلفتش از زنبوربترسه ؟من هم اول همین فکرو کردم ولی بعدش فهمیدم که زیر گوش فیل یک لایه ای نازک از پوسته که زنبور از وجود اون لایه اطلاع داره و اگه احساس کنه که اقا فیله هوس عسل کرده یک راست میره سر اون لایه نازک پشت گوشش برای همین اقا فیله دیگه حساب کارش رو میدونه و هیچ وقت هوس عسل نمیکنه
ولی ما خیلی راحت یک شیشه عسل میخریم وبرای صبحانه نوش جان میکنیم و اصلا به فکر اقا فیله پوست کلفت نیستیم واقعا خدا با این مخلوقاتش حیوانات رو افرید و برای هر کدام یک جفت خلق کرد و بدون این که فکر و عقل به انها بدهد در کنا ر بهترین مخلوقات خودش که ما انسانها هستیم قرار داد و یک جورایی انسان رو محتاج اون حیوانات بی عقل کرده برای مثال همین گاو و مرغ و...................
ولی من نمیدونم که چرا خدا سوسک رو افریده غیر از کثیفی و ترسوندن من هیچ فایده ای نداره قربون خدا با این حکمت هاش
دریا ی شور انگیز چشمانت چه زیباست
انجا که باید دل به دریا زد همینجاست
بازم پیشم بیایید واقعا خوشحالم میکنید
ابجی کوچیکه شما مریم
تا بعد شاد باشید
سلام
السلام علیک یا امام شهید
سلام به همه بچه محله های وبلاگ این روز ها روزهای ماه محرم است و تقریبا همه دارند اماده میشند برای عزاداری ولی متاسفانه ما جوانها بیشتر به فکر چهار شنبه سوری و خرید شب عید مون هستیم تا به فکر عزاداری برای امام حسین همین دیروز من و زن عموم رفتیم بازار وقتی برگشتیم گوشم داشت سوت میکشید خدا رحم کنه این چند روزه رو واقعا دارن شورشو در مییارند اخه یکی نیست بهشون بگه ترسوندن مردم هم خنده داره چرا راه دور برم همین پسر خالم یک عا لمه ترقه خریده بود بعدش خالم همه ترقه هاش رو ریخت تو اب وبعد هم رو ریخت تو سطل زباله و حسابی حالشو گرفت من این حرفهارو زدم که بیاییم یک کمی به خودمون بیاییم و به اخلاقمون فکر کنیم و ببینیم که چقدر از راه اصلیمون دور شدیم مثلا خودم این چند رکعت نماز رو تند تند بخونم بعدش هم برم سر یک کارایی که فقط ساعت های عمرم رو کم میکنه در ظمن می خواهم نظرتون رو در مورد نوشتهام بدونم راستی هنوز داداشم داره اذ یتم میکنه ومتاسفانه نمی زاره که بیایم به وبلاگتون سر بزنم کاش میشد که برید به وبلاگش و ازش بخواهید که این قدر من رو اذ یت نکنه شاید به حرف شما گوش کنه البته اگر مایل هستید وبلاگ داداشم فرهاد عشقی است بازم میگم اگر دوست دارین این کار رو بکنید من که خیلی دوست دارم که هرچه زود تر بیایم و بتونم نوشته های قشنگ شما رو هم بخونم خیلی خیلی ممنون از لطف همه شما
Farhad eshgi
ابجی کوچیکه مریم
تا بعد بای بای
به نام خدا وند مهربان
سلام سلام حالتون خوب بید دماغتون چاقه شادید شنگولید منگولید حبه انگورید
من که توپ توپم این چند روزه حسابی داداشم افتاده بود رو دنده کج نمیدونید این چند روزه چقدر باهاش حرف زدم اندازه یک رود خونه گریه کردم میگم که این گریه ها چه وسیله خوبیه خودم هم نمیدونم که این اشکها از کجا میاد خلاصه حسابی حوصلم سر رفته بود یک جورایی عادت کرده بودم حالا از این حرفها گذشته دلم برای همتون تنگ شده بود
زندگی بادیست در حال وزیدن
اشکیست در حال چکیدن
قلبی است در حال تپیدن
راهی است در حال دویدن
ووووووووووووووو
تا بعد
خدا حافظ
به نام خدا
داداشم پاسورد کامپيوترش رو عوض کرده و حالا حالا ها بهم نميده 
تا راضيش کنم طول ميکشه .
شب بخير ........تا وقتی که راضيش کنم ....
