بهار وبرف زمستان
لاله لاله نسترن می اورم
ناز پونه یاسمن می اورم
از برایت هر کجا باشی گلی
دسته دسته از چمن می اورم
سلام سلام سلام به بارانهای بهاری و سلام به دانه دانه های برف زمستان سلام به دوست داران باران گل سبزه بهار انگاری این زمستون نمی خواهد برود حسابی داره با بهار بارونهاش می جنگد حال هوای تهران حسابی بارونی و برفی شده ....خوب بگذریم
باید کم کم خودمون رو اماده کنیم برای خونه تکونی دل کار سختی نیست فقط یه کمی گذشت میخواد... اگه خدا بخواد میخوام دلم رو پاک کنم از همه خاطره های بد میخوام خاک دلم رو بگیرم شیشه های قلبم رو پاک کنم پرده ها چشمم رو بشورم و دستم رو رو به اسمان کنم و از خدا بخواهم که سالی مثل گلهای یاس پاک و مثل قطره های باران لطیف داشته باشیم
از نردبان تکرار
تا خود خدا رفتم
بر وسعت بام تحیر
گلیم اسایشی پهن بود
برای من بود یا نبود
من نشستم
چای اشتیاق نوشیدم
گرم مثل عشق
اسمان را دیدم
از ردپای خدا لبریز
صدایم کرد
دیدم خیس بارانم
اینه اوردم
خودم را دیدم
نفس خدا را بلعیدم
خلسه تماشا بی هوشم کرد
***********************
تا بعد بهاری باشید و مثل برف سپید
و سال خوبی رو براتون ارزو می کنم
ابجی مریم 

توی این ایام پر غم حتی حوصله نوشتن هم نداشتم ببخشید که دوباره دیر اومدم....
نمی دونم چرا این ساعت ها اینقدر تند تند حرکت میکنند یک عالمه کار دارم باور کنید حتی وقت نمی کنم یه روزنامه بخونم انگار این سال جدیده خیلی عجله داره میخواد زود بیاد وزود بره ...
تو یعنی وسعت دریای ابی
تویعنی اسمان افتابی
تو زیبا سیرتی حوری سرشتی
تو نبض یاسمنهای بهشتی
تو یعنی زخم را مرهم نمودن
تو یعنی از خدا لبریز بودن
تویعنی دستهای پر تمنا
تو یعنی یک غروب سرخ دریا
تو یعنی قامت سرو کشیده
تو یعنی گرمی اشک چکیده
تو یعنی اشتی با بوی مریم
تو یعنی غسل گلبرگی ز شبنم
تو یعنی باز تاب مهربانی
تو یعنی یک سرود جاودانی
تو یعنی قبله گاه یاس بودن
تو یعنی یک بغل احساس بودن
تو یعنی یک دم گرم مسیحا
تو سقایی برای تشنگی ها
و من یعنی عطش یعنی شقایق
تو معشوقی و من تنها یک عاشق
تا بعد پاک باشید و حسینی
ابجی مریم
محرم و بعد عاشورا
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام صد تا سلام
کم کم داریم وارد ماهی میشیم که همه روز ها و شب هاش بی رحم و دلسنگه.... داریم وارد ماهی میشیم که روز ها و شبهاش همه از غربت غریبی میگه.... توی این ماه همه خون و جنگ بود ماه محرم ماه عزا داری برای غریب اهل بیت امام حسین و یارانش است این ماه شاید بد ترین ماه سال برای همه شیعیان و دوست داران امام حسین است کاش هیچ وقت یه چنین اسمی رو توی تاریخ نداشتیم محرم .عاشورا واقعا معنی این دو کلمه چیه چرا توی این ماه و روز هاش همیشه غمگین و ناراحتیم چرا توی روز عاشورا خندیدن برامون تلخ ترین لحظه است چرا چرا چـــــــــــرا ..
پار سال شب عاشورا با دختر عموم صدف نشسته بودیم یه گوشه از حسینیه همه داشتند گریه میکردن من هم سرم رو روی زانو هام خم کرده بودم داشتم ارام ارام می باریدم که دختر عموم صدام کرد ...مریم.. مریمی ..مریم جونم.. دلم نیومد جوابش رو ندم ....بهم یه نگاه معصومانه کرد و صورتم که خیس شده بود رو با دستهای لطیف و کوچولوش پاک کرد و گفت برای چی داری گریه میکنی نمیدونستم چی بهش بگم اون قشنگ همون سوالی رو پرسید که من همیشه از مامانم میپرسیدم برای چــــــــی دارید گریه میکنید و مامانم همیشه از حضرت رقیه که هم سن سال من بود میگفت ..
بغلش کردم نشوندمش روی زانو هام دستهای کوچولوش رو توی دستم محکم گرفتم و یواش یواش همون چیز هایی که مامانم برام گفته بود رو بهش گفتم ..
صدف میدونی که حضرت رقیه هم سن سال تو بود اون هم دستهای کوچیک و ظریفی مثل تو داشت اون هم مثل تو باباش رو خیلی دوست داشت ولی یه عالمه ادمهای بد اومدن و باباش رو جلوی چشمای کوچولوش کشتند...اون ادم های بد همش کتکش میزدن... اون هم مثل تو یه روسری خوشکل پوشیده بود ولی اون ادم های بد روسریش رو از سرش کندن و گشواره های قشنگش رو از گوشش کشیدن یه نگاهی بهم کرد گفت مریم مریم گشواره هاش مثل مال من بود
و من غیر از یک لبخند تلخ چیزی نداشتم که بگم دوباره گفت حالا حضرت رقیه مرده گفتم اره وقتی باباش رو شهید کردن هی گریه میکرد و میرفت پیش عمه زینبش که عمه من بابام رو میخوام دلم براش تنگ شده میخوام برم پیشش بهش بگم که این ادم بدا من رو کتک زدن
گوشهام رو پاره کردن بهش نشون بدم که به صورتم سیلی زدند حرفم رو قطع کرد پرسید گوش هاش خونی شده بود گفتم اره حتما.... دوباره ساکت شد منتظر بقیه حرفهام شد من هم دوباره شروع کردم ... صدف اون قدر حضرت رقیه گریه کرد تا از دنیا رفت و شهید شد..... وصدف دیگه هیچ سوالی از من نپرسید اون هم مثل من سرش رو روی زانو های کوچولوش گذاشت و ساکت شد....
تابعد هنگام باریدن التماس دعا
ابجی مریم
